Latest Publications

سیگار

نمیدونم چرا سیگار میکشیم

ولی میدونم چرا نمیتونیم نکشیم

انگار داریم از خودمون انتقام میگیریم و این انتقام چون با این احسلسه که داریم خودمونو شکنجه میکنیم باعث میشه از عذلب وجدانمون کم کنه

همیشه به این موضوع فکر میکردم که سیگار چی داره ؟؟

اما الان میدونم که چی نداره ؟

و اتفاقا به خاطر اون چیزایی نداره و ما باید بهش بدیم از بدنمون اونو دوست داریم

سیگار البته میتونه یه مثال نوعی باشه

خیلی از کارها تو دنیا با اینکه به نفع نیست یا حتی به ضرره انجام میگیره

همیشه از این میترسم که خدا ازم قهر کنه

خدایا من درکت کردم و به همین دلیله که فکر میکنم بیشتر از بقیه واسعه خیلی از کارام مجازات میشم

کجایی جوانی

یه نکته رو میگم و میرم

بهتره تو جوونی تفریحاتتون رو بکنبد تا اغنا بشید

و دیگه چیزی برای کنجکاوی نمونه

همین

سلام

امروز خبیث شدم. ولی بد هم نبود یه ذره تنوع داره .

چقر خوشحالم که ازش معذرت خواهی کردم

پارسال خرداد ماه موقع امتحانات مدرسه من یه روز مراقب بودم و رفتم سر جلسه

هنوز امتحان شروع نشده بود که دیدم چند نفر انتهای سالن دارن دعوا یا شوخی میکنن و با حالت خشنی که بعدا خودم خجالت کشیدم رفتم  و یه پس گردنی خیلی محکم به یکیشون زدم و اونم یه مقدار اعتراض کرد و خلاصه نشست رو صندلی

بعد از چند لحظه آروم اروم عذاب وجدان گرفتم

مدام مدام از کنارش رد میشدو ئ احساس میکردم اون پسر 14- 15 ساله بعدا حسابی حالمو جا میارمدام با خودم کلنجار میرفم و را های معذرت خواهی رو بررسی میکرد . اما واقعا انجام اون کار سخت بود

معذرت خواهی

اما بالاخره تصمیم گرفتم و رفتم در گوشش و ازش به خاطر اون کارم عذر خواهی کردم

و اونم فکر کنم منو بخشید.

امیدوارم که کینه ای از من تو دلش نمونده باشه

چون این جور چیزا به نظر من بعدا یعنی بعد ارز مرگ حسابی حال آدمو جا میره

الان قبل از هر کاری سعی میکنم حد اقل یکی دو ثانیه فکر کنم

و عذر خواهی به خواطر کار های بد هم برام راحت تر شده

حدود گناهان را چگونه تشخیص دهم ؟؟؟

وقتی آدم گناهی میکنه بهترین حالت اینه که اون رو سنگین ترین گناه موجود بشمره تا سریعتر نسبت به ترک اون اقدام کنه

اما مسئله اینه که وقتی کار و گناه خودمونو با کارهایی که خیلیا انجام میدن مقایسه میکنیم  واقعا به این فکر فرو میریم که واقعا در مقابل این آدم من چه قدر خوب و پاک هستم

البته این به چالش کشیده شدن بیشتر جنبه شیطانی داره چرا که گنهاهان هر کسی نسبت به خود اون فرد سنجیده میشه و البته و صد البته که هیچ چیز پنها نیست.

تعبیر خواب جن

جن

ديدن سم شكافتة جن در خواب ، نشانة آن است كه بدبختي شما را تهديد مي كند و با دوري از افراد ناشناس به انجام كار مثبتي خواهيد پرداخت .

—————

البته اگر زیاد فکر نکنید و موقع خواب یه بسم ال.. بگید خوابی نمیبینید .

سرمای نگاه همشهریان

بعضی وقت ها از  اینکه بین آدمای شهرمون هستم عصبانی و ناراحت میشم

مخصوصا وقتی که رانندگی میکنم

واقعا چرا همه  به هم بی تفاوت شده اند ؟؟؟ یه کم تعارف خشک و حالی هم ندارن. حتی مسن ها ….

متاسفم

نشانه هایی از بی نشان ها

از قدیم الایام یادمه که در مورد موجودات غیر معمول حساس بودم

مخصوصا جن ها.

همیشه وقتی یه فیلم یا یه داستان از کسی میشنیدم  با خودم مدام به ائوپون موضوع فکر میکردم.

دیشب نمیدونم چرا مدام به یکی از این داستانهای کوتاه فکر میکردم و مدام انظار داشتم واسم اتفاق بیافته

::

داییم چند سال پیش تعریف میکرد که بعد از مدتها تصمیم گرفتم که نماز بخونم . نیمه های شب بوده رفته وضو گرفته و اومده و وقتی که شروع به نماز خوندن کرده هیچ اتفاقی نیفتاده
آخرای نمازش که بوده موقع سلام نماز چند تا موجود شبیه به آدم اما کوچولو  مثلا 50 سانتی دیده که دور سجاده نشستن ……

بعد سریع نمازشو تموم کرده و با چشمای بسته از اونجا رفته و خوابیده.

خوب این موضوع واسم جالبه چون من میدونم که جن ها زیاد قد بلند نیستند و میشه گفت تو همون سایز که در بالا گفتم میتونن باشن.

اما دیشب مدام هی فکر میکردم یه چیزی از کنار دیوار – پشت در – و .. هرجای دیگه منو نگاه میکنه و ..

داستنها و روایت های خیلی زیادی شنیدم از این موضوع

ولی همیشه ترجیه میدم که در موردش زیاد فکر نکنم یا تو این مسایل زیاد وارد نشم.

راستش نمیدونم اگه یه روز با هاشون روبرو بشم چه احساسی داشتع باشم ؟؟؟

مرگ

چند روز  پیش یکی از دوستانم که سنش بالاست اومد و گفت که یکی از همکاراش مرده .

تعریف که کرد اینو گفت :  آقای  مورد نظز بعداز ناهار میره تو اتاقش در رو میبنده و از پشت قفل میکنه بعدش میره که مثل همیشه یه چرت یه ربعه بزنه اما همکارای دیگش میبینند که ساعت 4 شد و در رو باز نکرد

خلاصه به هر حال میرن تو اتاق و میبینند که همون طور که سرشو روی میز گذاشته که بخوابه  و مرده.

خوب این ماجرا خیلی برام تاسف بار بود اما  بعدا وقتی بهش  فکر کردم   یه کم خودمو جای اون شخص فوت شده گذاشتم.


سرم رو میزارم روی میز بعد تصمیم میگیرم بلند شم بلند میشم و از میزم دور میشم میم دم پنجره یه کم بیرونو نگاه میکنم و با خودم میگم عجب خوابی کردم خیلی سبک شدم   بعد بر میگردم که بشینم سر میزم

ناگهان میبینم که یه نفر سر میزم خوابیده

خوب که توجه میکنم میبینم خودم هستم میرم جلو هرچی سعی میکنم نمیتونم  بعش دست بزنم

-وای خدای من یعنی من مردم

من الان یه روح هستم ؟؟؟؟

اول با خودم میگم نه الان که وقتش نیست من که چیزیم نبود . خدای من من هنوز کلی بدهی مالی و معنوی دارم نه خدای من

الانه که نکیرو منکر بیان  نه هنوز که خاکم نکردم چی کار کنم پس چرا چیزی حس نمیکنم

چرا چشمام به روی نادیده ها باز نشده شاید یه مقدار باید بگذره ….

……….

واقعا نمیدونم که بعدش چی میشه .

مرگ سخت و ترسناکه ؟؟؟ یا شاید هم یه دادگاهه که باید به جرمت معترف بشی و حبسشم بکشی ؟؟؟

به نظرم تناقضات بیشتر از حدیه که هیچ آدمی تا حالا بهش فکر نکرده .

این آخری که گفتی یعنی چهههههههههه /؟؟؟

دیروز که از خواب بیدار شدم …

دیروز که از خواب بیدار شدم نمیدونم چرا یه دفعه این به ذهنم اومد که :

اگه یه گربه بالغ رو پیش یه ببر تو یه محیط بندیزی چه اتفاقی میافته

راستش یه مقدار موضوع واسه خودم هم گنگه ؟؟؟   یعنی چی   یعنی دو تا حیوون هم خانواده که تقریبا یکی کوچیک شده اون یکیه آیا با هم  کاری دارن یا نه ؟؟؟

نمیدونم حرفها و زبون هم دیگرو میفهمند ؟؟؟

اگه بفهمند چه با حاله … فرض کن گربه هه از ببره مسن تر باش  با اینکه یک دهم اون هم حجم نداره ؟؟؟  چه جالب میشه !

من که بعدا به این نتیجه رسیدم که احتمالا ببره یا گربه هرو بکشه و بندازه اون طرف یا اینکه اگه گرسنشم باشه بخوردش  ….  چون ببره دیگه ….

راستی دختر کوچولوی من دیروز 6 قدم پشت سر هم راه رفته و این یعنی یه موفقیت بزرگ   مثل اینه که من بتونم 6 متر پرواز کنم

چه با حال میشه

تو ترافیک های هر روز بعد از ظهر مدام به فکر یه ماشین پرنده میافتم

البته بعدش خندم میگره و میگو ” نمیدونم چرا هر وقت به مشکل میخورم میخوام براش راه حل پیدا کنم ”

خوب دیگه امروز 5 آبانه و روز بدی نیست

دیگه دارم چرت و پرت مینویسم

by